محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
37
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
479 ه صورت پذيرفت ، امراى طوايف از او يارى خواسته بودند . چون نبرد زلاقه به پايان آمد و آن پيروزى درخشان نصيب مسلمانان شد و سپاهيان مرابطى در بازگشت به اشبيليه آمدند ، يوسف در آنجا از مرگ فرزند آگاه شد . پسر خود را بيمار در سبته گذاشته بود . صاحب روض القرطاس گويد : اين خبرى دردناك بود كه در روزهاى پيروزى به يوسف رسيد « 1 » . حادثه مرگ فرزند سبب شد كه شتابان باز گردد . حتى برخى گويند سبب شد كه از انجام كارهايى ديگر كه در نظر داشت باز ايستد ، به حدى كه از تعقيب لشكر شكست خوردهء مسيحيان نيز صرفنظر كرد « 2 » . در سال 495 ه / 1101 م يوسف بار ديگر ولىعهد برگزيد . اين بار فرزند ديگر خود ابو الحسن على را اختيار كرد . ابو الحسن على بزرگترين فرزندش نبود . فرزند بزرگ او ابو طاهر تميم بود . يوسف ، على را به سبب ورع و هوشيارى و دورانديشىاش برگزيد و در همان سال فرمان ولايت عهدىاش را صادر نمود . اين فرمان به انشاى وزير فقيه ابو محمد بن عبد الغفور كه از اكابر بلغاى عصر بود ، نوشته شد . و در آن آمده است كه « امير المسلمين و ناصر الدين ابو يعقوب يوسف بن تاشفين چون خداوند نگهدارى و رعايت بسيارى از بندگان خود را به او سپرده بود ، ترسيد كه فرداى قيامت به بازخواست كشيده شود كه چرا كسانى را كه به دو سپرده شده بودند ، بىسرپرست رها كرد . درحالىكه خداوند در مورد امورى كه به اين عظمت نيستند امر به وصيت كرده و آن را از مؤكدترين امور مهمه قرار داده تا چه رسد به چنين امورى كه به مصالح خاص و عام مربوط مىشود . امير المسلمين نيز برحسب اين وظيفهاى كه بر عهدهء اوست در اين امر نظر كرد و نظرش بر فرزند خود امير اجل ابو الحسن على قرار گرفت ، زيرا از ديگر فرزندان به اكتساب معالى حريصتر است و به سجاياى پسنديده برتر . ازاينرو پس از مشورت با اهل راى از نزديك و دور و خشنودى و گزينش ايشان او را به ولايتعهدى انتخاب كرد . . . اين انتخاب در سال 495 انجام پذيرفت . » « 3 »
--> ( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 98 . ( 2 ) . sedivaromlA sol ed noicirapsiD y aicnedakeD ; aredoC . F . 2 . P ) 9981 azogaraz ( anapsE ne ( 3 ) . نص اين فرمان در الحلل الموشيه ، ص 56 ، 57 آمده است .